درباره ما | تماس با ما | خبرنامه | پیوندها | جستجو | آرشیو | آب و هوا | اوقات شرعی
:>  صفحه اصلی > اخبار و رویدادها
 
پربیننده ترین هفته  چاپ   کمينه 
جدیدترین اخبار  چاپ   کمينه 
 با حكم وزير كشور؛ حسین عباسی گزنق به سمت فرماندار ویژه شهرستان خوی منصوب شد+ سوابق اجرایی
 رئیس جمهور بعدی ایران در سال 1400 چه کسی خواهد شد
 رویدادهای مهم ده روز اول ماه محرم+خلاصه زندگی امام حسین(ع)
 طرح استیضاح رئیس جمهور روحانی+ آیا نماینده خوی و چایپاره طرح استیضاح روحانی را امضاء کرده است؟ انگیزه نماینده اصلاح طلب خوی از این استیضاح چه بوده است؟
 اطلاعیه وزارت اطلاعات درباره ضربه سنگین به گروهک تروریستی مستقر در آمریکا+ سرکرده «تندر» در اختیار سربازان گمنام امام زمان(عج) است+ اولین عکس شارمهد پس از دستگیری
 انصاف، اقدام خداپسندانه و مشتری مدارانه یک اصناف و بازاری خویی+ فروشگاه ابوالحسنی
 شهادت حضرت امام جواد الائمه (ع) تسلیت باد+ خلاصه زندگینامه
 شعرای خوی/ شعرها و غزل هایی از آنان + عکس شعرای خویی
  هادی حجازی فر بازیگر محبوب سینما و تلویزیون، فرزند برومند خوی، آذربایجان و ایران اسلامی
 تیموری سرپرست جدید فرمانداری خوی
 نصب فاز اول نصب تابلو‌های هدایت مسیر با بیش از ۱۱ میلیارد ریال اعتبار در خوی توسط شهرداری
  شهادت حضرت امام جعفرصادق(ع) تسلیت باد. درباره حضرت امام جعفر صادق (ع) بیشتر بدانیم.
 لیست نهایی اعضای کمیسیون‌های تخصصی مجلس یازدهم+ نمایندگان آذربایجان
 رئیس‌جمهور بعدی ایران کیست؟
 روسای احتمالی ۱۰ کمیسیون مجلس+ سوابق
 14 خرداد رحلت حضرت امام خمینی (ره) و سالروز قیام خونین پانزده خرداد بر عموم مردم ایران بویژه مردم عزیزخوی تسلیت باد.
 سهام عدالت را چگونه بفروشیم
  جواد ابدالی سوابق کاری ، تحصیلات و تالیفات
 چگونه در بورس سود کنیم؟ | ۵۰ راز موفقیت در بازار سهام+خرید و فروش سهام عدالت+ اطلاعات مفید در مورد خرید از بورس
 کدام شهرها در وضعیت سفید شیوع کرونا قرار دارند؟ | جدول شهرهای سفید کرونایی
اخبار و رویدادها  چاپ   کمينه 
  ترجمه: English   Turkey   العربی نظرات: 0 نمایش: 32376 تعداد امتیاز: 0   (Article Rating)

شعرای خوی/ شعرها و غزل هایی از آنان + عکس شعرای خویی



 



 شعرایی از خوی/ شعرهایی از آنان + عکس شعرا

 جمشید واقف خویی (۱۳۱۶_۱۳۶۵ ه.ش)

نامش جمشید، نام پدرش علی اصغر و نام فامیلیش واقف بود.او در سال ۱۳۱۶ ه.ش در شهر خوی بدنیا آمد.
جمشید واقف از سال ۱۳۳۴ ،سرودن شعر را آغاز نمود و تخلص خود را از نام فامیلیش گرفت و«واقف» انتخاب نمود و کار شاعری را با غزل آغاز کرد.
شادروان واقف ازجمله شعرائی است که اشعار پر محتوا وپر احساس می سرود.
کتابهای:رقص باد،غریب،بر دروازه های فردا،از تهی سرشار،از آغاز تا فرجام از او بیادگار مانده است که به چاپ رسیده است ونیز کتابهای:آوازهای ممنوع_تذکره شعرای معاصر آذربایجان_ بیراهه از آن زنده یاد آماده ی چاپ بود که اجل مهلتش نداد.
مرحوم جمشید واقف تحصیلات خود را در شهرهای خوی،تبریز به پایان برده و موفق به اخذ لیسانس ادبیات وزبان فارسی از دانشگاه آذرآبادگان تبریز شد.
او که در سال ۱۳۳۷،با استخدام اداره فرهنگ زادگاهش شهرستان خوی درآمده بود،تاآخرین لحظات عمر به عنوان یک دبیر سخت کوش و نمونه در اداره ی فرهنگ شهرستان خوی ایفای وظیفه نمود.
واقف خویی از سال ۱۳۳۴ فسرودن شعر را آغاز نمود و اشعار او از سال ۱۳۳۶،در مطبوعات به چاپ میرسید.از زنده یاد جمشید واقف اشعار فراوان پر احساس وپر مضمون بجا مانده است.او همواره میکوشید موضوعات و مضامین جدیدی را در اشعار خود بکار گیرد.
از خصایص برجسته اشعار واقف می توان به:بکار گرفتن واژه ها و ترکیبات تازه،استخدام قالب های کوتاه برای بیان افکار بزرگ وتلاش برای یافتن مضامین بکر وتازه بود.
زنده یاد واقف پس از آشنایی با آثار نوپردازان،به شعر امروزین روی آورد وبه سرودن شعر نیمایی با مصراعهای بلند وکوتاه علاقمند شد.
واقف علاوه بر دیوان شعری چاپ شده دارای مجموعه ای  نیز بنام«بزم سخن»بود که در واقع تذکره الشعرای آذربایجان محسوب میشود که امید است هر چه زودتر به همت خانواده اش و دوستداران شعر وادب هر چه زودتر به زیور آراسته گردد.
واقف دارای سروده ای به سبک نیمایی تحت عنوان «سیمرغ» نیز بود.اینک نمونه هایی چند از اشعار این شاعر خوش ذوق تقدیم خوانندگان محترم میشود:
«برگ ریزان»
به دشت خاطر من بی تو- برگریزان است        به باغ چشم تو،زیبا بهار،خندان است
تو همچو چشمه زلال،پر از صفای سکوت       درون سینۀ من وای وای توفان است
لبت تبسّم گل،سینه ات سپیدِۀ صبح       گلاب اشگ تو چون دانه های باران است
چو آتشی که بماند به زیر خاکستر     هنوز داغ غم تو نشسته بر جان است
چگونه میروی از یادم ای بهار امیدم      که دل به شوق تو زنده به کنج زندان است
وفای درد ترا نازم ای نکرده وفا      که در سرای دل من همیشه مهمان است
«دعوت …»
توآمدی به سرای غم_دریغ ودرد_ندیدم       غمین وخسته سر انگشت را زغصه گزیدم
ترا ندیدم و در اوج نامرادی و حسرت       طنین گام تو از کوچه های شهر شنیدم
صفای قلب تو نازم،بیاد گوشه نشینی        سفر نمودی واین لطف را زغیر ندیدم
به انتظار توأم،ای ندیده روی ترا سیر      که در جوانی تو چون غنچه،پیراهن بدریدم
عزیز رفته!به شهر من آی ،فصل بهاران      که من زدوری یاران به سان شاخه خمیدم
 
غزل:
دلم جزیرۀ متروک و سر تنهایی است         لبم فصیح ترین قصّه گوی شیدائی است
طلوع چشم تو در موج سبز خاطره ها          چراغ روشن و زیبایی برج دریائی است
بهار حُسن تو نازم که در حریق خزان       رخت شکفته ترین لاله های صحرائی است
پرند زلف تو رقصان به شانه های بلور       بسان خاطرعشق پریش و سودائی است
در آبگیر نگاهت چو برکه های کبود      صفای وحشی نیلوفران زیبائی است
زرنگ و بوی تو،گل شرمگین و خاموش است       نصیب من زتو،بی حاصلی و رسوائی است
 
علیرضا ذیحق(آغ چایلی- ایشیق)
 نویسنده، شاعر، مترجم
 
ليست كتاب هاي عليرضا ذيحق

علیرضا ذیحق ( آغ‌چایلی) نویسنده، شاعر، مترجم و پژوهشگر فرهنگ مردم آذربایجان که به سال 1338 خورشیدی در خوی متولد شده است، به‌واسطۀ خلق آثار داستانی، از شهرت چشمگیری برخوردار است.
 
 
علیرضا ذیحق (ع. آغ‌چایلی) نویسنده، شاعر، مترجم و پژوهشگر فرهنگ مردم آذربایجان که به سال 1338 خورشیدی در خوی متولد شده است، به‌واسطۀ خلق آثار داستانی، از شهرت چشمگیری برخوردار است.
او که سردبیری نشریات ده‌ده قورقود (1359-1361) ، اَورین خوی (1381- 1382) و اندیشۀ فرهنگی (1388- 1389) و ماهنامۀ اینترنتی مارال (1387-1390) را در کارنامۀ فرهنگی‌اش دارد به عنوان یک ژورنالیست نیز از نامی در خور برخوردار است. وی مؤلف بیش از پنجاه کتاب به زبان‌های فارسی و ترکی آذری در حوزه‌های ادبی است و آثارش در کتب دانشگاهی ترکیه و همچنین توسط نویسندگان ایرانی و جمهوری آذربایجان مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. وی که مدیریت وبلاگ «مارال » را به عهده دارد سال‌ها است در این وبلاگ به نشر آثارش اقدام می‌کند‌. غیر از آثار منتشرشده از وی در فضای مجازی، تا کنون کتاب‌های زیر را منتشر کرده است:
1. قشقائی ائل ادبیاتی (1361)
2. آذربایجان گولوشو (1361 نشر تلاش)
3. غلام‌حیدر داستانی (1376)
4. زخم شیشه (1380 نشر زوفا)
5. ایتگین اولدوز (1385 نشر زوفا)
6. احمد ایله عدالت داستانی ( 1385 نشر زوفا)
7. عروس نخجوان (1386)
8. زنی به نام آتش (1392 نشر شعر سپید)
9. خوی ناغیل‌لاری (1393 شعر سپید)
10. عطش (1393 مجموعه شعر، نشر شعر سپید)
علیرضا ذیحق دارای لیسانس علوم تربیتی از دانشگاه تربیت معلم تهران بوده و به‌واسطۀ سرشت مردمی و عشقی که به فرهنگ فولکلوریک آذربایجان داشته مدت‌های مدیدی را به شغل معلمی در روستاهای دوردست خوی و چایپاره پرداخته و در فرصت‌هایی که ایجادشده به جمع‌آوری فولکلور آذربایجان اهتمام ورزیده که حاصل آن چندین کتاب است؛ از عمده‌ترین آن‌ها می‌توان به «خوی ناغیل لاری» و «حماسه و محبت در ادبیات شفاهی آذربایجان» اشاره کرد.
رمان‌های «عروس نخجوان»، «شب‌های استانبول» و «اعلان عشق در باکو» از علیرضا ذیحق به شکلی متأثر از فضای بومی و اقلیمی آذربایجان است و نویسنده در گریز به شرایط اجتماعی و فرهنگی، شخصیت‌هایی را خلق کرده که ضمن دارا بودن کاراکترهای مستقل، جنبه‌های عام دارند. رمان‌های «شب‌های استانبول» و «اعلان عشق در باکو» به‌رغم چندین سال معطلی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به علت ملاحظات ممیزی هنوز  اجازۀ انتشار نیافته‌اند. همچنین داستان‌های کوتاه وی که حدود یک‌صد قصه را شامل می‌شود با عنوان «نیلوفر پیشگو» آمادۀ چاپ است که با وجود انتشار آن‌ها در مطبوعات و سایت‌های ادبی، به‌صورت کتابی مستقل منتشرنشده است. از دیگر آثار انتشار نیافتۀ علیرضا ذیحق که در آیندۀ نزدیک چاپ خواهند شد به کتاب‌های زیر می‌توان اشاره کرد:
1. سعادت نامه (ترجمۀ داستان)
2. ایللر گئتدیلر (ترجمۀ شعر)
3. جوشغون بولاق (مقاله‌ها)
4. سون پاریلتی (‌مجموعۀ اشعار ترکی) 
5. یئر گؤی عشق (قصه‌های ترکی)
6. کند و کاوی در ادبیات معاصر ایران و جهان
وی در یکی از گفت‌وگوهایش چنین می‌گوید: «نوشته‌های پراکندۀ زیادی دارم. بعضاً شده که در عرض یک ماه، بیش از ده نشریه به‌طور همزمان به چاپ شعرها، مقاله‌ها و قصه‌هایم اقدام کرده‌اند. شانس این را داشتم که آثارم مورد توجه نویسندگان، منتقدان و خوانندگان فهیم قرار گرفته و بیش‌تر کتاب‌هایم برای دانلود در سایت «کتابناک» و وبلاگ «کتابسرا» موجود است. همچنین نام و شرح آثارم به زبان ترکی آذری در ویکی‌پدیای آذربایجان به تفصیل درج شده است.»
 در خاتمه به نقل قولی کوتاه از سایت جایزه ادبی ایران در مورد علیرضا ذیحق اکتفا می شود: علیرضا ذیحق از نویسندگان معاصری است که مجموعۀ آثار وی در زمینه‌های ادبیات داستانی از ویژگی‌های خاصی برخوردار است. زبان و بیانی غیر متعارف که خلاقیت او را در گسترۀ تخیل و جنس روایت متمایزتر می‌کند مؤلفِ آثار متعددی در زمینه‌های نقد ادبی و فرهنگ مردم می‌باشد که به زبان‌های فارسی و ترکی آذری منتشر شده‌اند. فرشته نوبخت در سایت ادبی فرهنگی مهر هرمز که زیر نظر علیرضا عطاران منتشر می‌شود در مورد علیرضا ذیحق مقاله‌ای دارد که نکاتی از آن ذکر می‌شود: «او داستان و رمان می‌نویسد، ترجمه می‌کند، نقد می‌نویسد، در تاریخ ادب و فرهنگ ایران تحقیق می‌کند، مطالعه و مصاحبه می‌کند ... و هیچ چشم‌داشتی هم ندارد جز این‌که دِینش را به ادبیات ادا کند. دِینی که برخاسته از عشق و شیدایی خود اوست. و آیا به‌راستی امثال او دینی به ادبیات ما دارند؟ ادبیات ما اگر از این دسته از هنرمندان وامدار نباشد، دینی هم به آنها ندارد. من مدت زیادی نیست که جناب علیرضا ذیحق را می‌شناسم. آشنایی من بر می‌گردد به مطالعۀ آثار مکتوب و یا اینترنتی ایشان و نیز مختصر ارتباطی که همواره برای من سرشار از آموخته‌ها بوده است ... آن‌چه برای من بسیار با اهمیت است علاقه‌ی او به پرورش و تشویق نسل نو قلم و جوان است. من در محضر ایشان و از طریق قلم و آثار استاد، در حقیقت الفبای عشق و معرفت به ادبیات را آموختم؛ که بی آموختن این الفبا قدم در این مسیر نمی توان نهاد.»
علیرضا عطاران (علی آرام) در معرفی نویسنده می‌گوید: «علیرضا ذیحق نویسندۀ پر تلاشی است که هم به فارسی می‌نویسد و هم به آذری. ضمن این که داستان‌هایی از فارسی به آذری ترجمه کرده است. «سعادت‌نامه» مجموعه‌داستان‌هایی از نویسندگان معاصر است. [محمدعلی جمال‌زاده، صادق هدایت، جلال آلاحمد، غلامحسین ساعدی، محمد بهارلو، علی آرام، میترا الیاتی، میترا داور، فرشته نوبخت] که به زبان آذری ترجمه شده است و به صورت فایل پی دی اف منتشر شده است. با این که من هیچ شناخت شخصی از علیرضا ذیحق ندارم -آشنایی‌ام با نویسنده فقط از طریق نوشته‌های او است. آن هم آن‌چه از طریق اینترنت توانستم به آن دسترسی پیدا کنم که بخش بیش‌تر آن را نیز خوانده‌ام- اول بار داستان کوتاه [عید خون] از نویسنده را خواندم. نمی‌خواهم بگویم که این داستان خوبی هست یا نیست. اما بنا به گفتۀ نویسنده‌ای؛ هر داستانی که در ذهن آدم بنشیند و تا مدتی نتواند فراموش کند؛ می‌تواند معیار خوبی باشد. بهتر است بگویم بیش‌تر شناخت من از نویسنده، همین داستان است که شخصیت اصلی آن همیشه در ذهنم حضور دارد.»
 
 

عبدالعلی آیرملو(وفا)

شعری از زنده یاد وفا
قارا گيله‌م

هيهات سن سيز بو دنيادا بير ده گوله م قارا گيله م
اينانماكي سندن آيري گوله بيله م قارا گيله م
اينانماكي آتام سني أوزگه لره قاتام سني
سن سن منيم ايكي گوزوم ايكي گيله م، قارا گيله م
ينه گويلوم يامان دوشوب سني گورمك هوسينه
آز قاليرام حسرتيندن دوشه م اوله م، قارا گيله م
. . .
بيرگون مني قوناق چاغير قوينونداكي نارباغينا
قورخما نه زنبيليم واردي نه ده سله م قارا گيله م
آخ كي اگر اليم چاتسا بو فلكين ياخاسينا
أونو گره ك آلماكيمي ايكي بوله م قارا گيله م
سندن آيري دوشن گوندن توي لاردادا آغلاميشام
هئچ اولماييب گوزلريمين ياشين سله م قارا گيله م
وفا جاني هردن هردن بو دنيانين ايشلرينه
هئچ بيلميرم كي آغليام يا كي گوله م قارا گيله م
 
 شعری دیگر  از وفا
داريخيرام

آدام دورسون هارا گئتسين؟ دنيا گلير دار آداما

آدام دردين كيمه دئسين هاردا كمك وار آداما

دوست اشنانين ائل طايفانين تنها قوري آدي قاليب

نه چيخاجاق ائل طايفادا هاردا كومك وار آداما

بير وحشتلي تيكانليقدا ياشاييشين نه لذتي

بير يئرده كي هارا گئتسين ايليشيري خار اداما

مني ياخيب يانديريري عشقين شوقي، حرارتي

آمما آخي نه سويله ييم يوز آداما، قار آداما

هر دن آدام گورور بابا عجب يامان زامان اولوب

بعضي لره آدام دئمك والله گلير عار آداما

هامي اگري، هامي يالان، هامي حوققا، هامي كلك

وفا كيمه يار سويله سين كيمدي اولان يار آداما
 
 بهرام صاحبدل (هايم)
بوي محمد(ص )

 مي نوازد گوش جان را صوت نيكوي محمد
 جان عالم سرخوش از غاليه بوي محمد
 باعث ايجاد عالم آن وجود نازنينش
 اولين آفرينش نور نيكوي محمد
 گيرد از خورشيد رويش جان تازه چرخ گردون
 كون و امكان بنده طاق دو ابروي محمد
 شام تاريك جهالت مي شود تسليم نورش
 تا كه خورشيد رسالت سر زد از كوي محمد
 آب حيوان شرمگين چشمه صاف و زلالش
 مرده ها را زنده سازد بانگ دلجوي محمد
 تا قيامت چشمه نوشين قرآنش بجوشد
 تا شود سيراب مردم از همين جوي محمد
 گر گلي زيبا شكوفا گشته در گلزار هستي
 رنگ و بوي خوش گرفته از گل روي محمد
 صورتش شمس ضحي و كاكلش ليل سجي شد
 عطر گل ها وامدار بوي گيسوي محمد
 آگه از اسرار هستي مي شود هر كس كه باشد
 ريزه خوار خوان وحي و ساكن كوي محمد
 سير اگر كرده شبي از فرش تا عرش معلاّ
 كاخ اَواَدناي حق شد كاخ و مشكوي محمد
 ديدن خورشيد تابان كار هر بينا نباشد
 سرمه ما زاغ دارد چشم جادوي محمد
 عقل عالم عاشق گلزار روي جانفزايش
 پاي بند جمله دل ها گشته خود موي محمد
 عترت و قرآن دو ثقل مانده از او يادگاري
 نيست سنگين غير از اين ها در ترازوي محمد
 آل عصمت رازدار گنج پنهان نبي است
 غير از آنها كي گشايد رمز صد توي محمد؟
 رمز و راز راهيابي بر هدايت اين دو تا دان
 در كنار حوض كوثر هديه كن سوي محمد
 حامل گنج رسالت صاحب علم امامت
 شاخص اعمال امت زور بازوي محمد
 گفته من كمتر غلام حضرت ختمي مآبم
 مرتضي شاه ولايت شير اردوي محمد
 دين احمد جاودانه گشته با خون حسينش
 جان فداي نو گلان و دخت بانوي محمد
 مكتب او مكتب ايمان و تقوي و صفاست
 اي خوشا هر كس كه گيرد درس و الگوي محمد
 هايما قاصر زباني نعت او را كي تواني
 كن رها اين دار فاني شو ثنا گوي محمد
 من غلام كمترين مصطفي و مرتضايم
 تا نشينم در قيامت پاي سكّوي محمد
 
 
شعری دیگر از بهرام صاحبدل
گل اي ساقي

گل اي ساقي گتور باده گئديب قيش نوبهار اولدي

گوزون قربانيم تئزگل كي كونلوم بيقرار اولدي

دئنه مطرب گلوب باغدا دوباره كوكله سين سازين

كي بولبولده گليب شوره چمنده نغمه كار اولدي

گئيوبدور آل ياشيل بير دون طبيعتده گليب وجده

شقايقلر آچيب هريان قيزيل بير لاله زار اولدي

قيزيل تئل شلمه سين آشدي گونش قار بوز قويوب قاشدي

گئجه گوندوز قوجاخلاشدي تعادل برقرار اولدي

گتور جان كيمياسيندن اوزون سيل قلبيمين پاسين

ايشيقلاندير اورك باغين كي خلوتگاه يار اولدي

گوزوم دويماز جماليندان اورك اوددوتدي خاليندان

الولانديم خيياليندان جمالون شعله بار اولدي

مني جاندان اوسانديرما غم هجرانه يانديرما

گوزي يولدا دايانديرما كي صبريم تار و مار اولدي

دوداقيندان سوزن بالدير وئرن عاشقلره حالدير

گليب عشقين طويون چالدير كي الفت پايدار اولدي

بولاخلاردان سولار جوشدي گوزل لر صحبتي خوشدي

گل اي ساقي يئرين بوشدي قييامت آشكار اولدي

دئيير »هايم« خمار گوزلوم سنه قربان قمر اوزلوم

گل ايندي اي شيرين سوزلوم دانيش كي نوبهار اولدي
 
شعری دیگر از بهرام صاحبدل
زندان
 
 
دولانوم باشيوه ساقي گل اِيله درديمه چاره
يئتور ديلداره مشتاقي قادان گلسين من زاره
گلن گوندن بو دنبايه قميشليكدن چيخان ني تك
هميشه اِيللورم ناله يئتم بلكه او نيزاره
يئني زيندان اولوب دنيا فراقه يوخ دوزوم منده
نجور صبر اِيليوم آخر اولوب گوزياشي فوّاره
مني ازاد قيل باري بو زيندان عناصردن
قفسدن جانيمي قورتار نجات وئر بو گرفتاره
نگارين عكسينه خاطر نه اوينور باده ساغرده
مني مست اِيلييوب ائتدي جهاندا گور نه آواره
گزوب برّ و بياباني دَلي ديوانه مجنون تك
آياقلاريم قابارلاندي و ليكن يئتمديم ياره
وفاده كيميا اولموش ندور علّت گوزل لرده
قميش تك بو قوري جانيم فدا اولسون دوز ايلقاره
خمار گوزلوم سني تاري گليب آل جانيمي قورتار
مني بو نار هجراندان يئتير ديدار دلداره
او حسنون ويرقيني اولموش دلي كونلوم زليخا تك
بو نه غوغادور اي يوسف ساليبسان كوي و بازاره
قُوولموش بير قوشام جنّت منيم اصلي مكانيمدير
غريبه باده وصلي گتور منصوري چك داره
قفسدن قورتولان قوش تك اگر آچسان قاناد «هايم»
يقين اوندا چاتارسان بير درين درياي اسراره
 
 
انزاب خوئي
شعری از انزاب خویی
خشت بردريا

بيا كه عاقبت كار چرخ ناپيداست

بيار باده كه غم را شراب كهنه دواست

مكن به مردم منت كنار گردن كج

كه راهكار همه كارها بدست خداست

به چند روزه گردون چو اعتباري نيست

به عيش كوش و محبت چه جاي چون و چراست؟

به بي وفائي دنيا همه يقين دارند

ولي به گاه عمل مرد اين عقيده كجاست؟

به يك دو چشم زدن شصت و نه بهار گذشت

معاشران همه رفتند و حال نوبت ماست

وفا ز مردم نااهل باد بر مُشت است

بگوش بي خردان بند خشت بر درياست

نشان معرفت از ناكسان ز بي خبريست

اُميد خير ز نامرد داشتن، بيجاست

عزيزتر ز وجودي به دوستي سوگند

تو آن گزيده، نگاري كه دل تو را مي خواست

مرو به حاشيه »انزاب« قصه كوته كن

كه پيش اهل سخن استطال كلمه خطاست
 
شعری دیگر از انزاب خویی
پاي قالدي منه

يار قويوب گيتدي فقط محنتي پاي قالدي منه

اشك حسرت آخيدان شمع ده تاي قالدي منه

كيپريگيم، كيپريگيمه دگمه دي هجران گئجه سي

سايديم اولدوز، شافاق آتدي قوري ساي قالدي منه

بولدولر آي گوني عشاق آراسيندا عرفا

دوشدي گون، گون سئون انسانلارا، آي قالدي منه

جوشدي سالدي اوزوني گورلو بولاقلار دنيزه

گوزومون قان گوزه سيندن ايكي چاي قالدي منه

پاي بوانده كدري، شنليقي قسّام قضا

دوشدي شنليق رقيبه، آخيله، واي فالدي منه

تا كمان قاشينا مژگان اوخونو ايتدي رديف

اوخونو آتدي رقيبه ساري، پاي قالدي منه

ويرديلر زاهده سجاده و مسجد بوجاقين

گوشه ميكده و هوئيله هاي قالدي منه

كهري ميندي قاباخ زيرك آداملار چاپدي

بختيم «انزاب» آغير گلمه ده داي قالدي منه
 
محمد آقاسي(دانش)
شعری از دانش خویی
بي سر و سامان

او رفت و غمي ماند كه پايان نپذيرد
دردي كه نيارامد و درمان نپذيرد
امشب رسد از هجر توأم عمر به پايان
اما شب هجران تو پايان نپذيرد
فرمان تو اي ناصح مشفق نكند سود
با اين دل ديوانه كه فرمان نپذيرد
اي جان كه به قرباني جانان بدر آئي
ترسم به در آئي تو و جانان نپذيرد
آرامشم آن چهره شاداب نخواهد
آسايشم آن صف زده مژگان نپذيرد
بلبل به چمن كاش گل روي تو بيند
تا منت گلهاي گلستان نپذيرد
با سلسله زلف پريشان بدر آيد
زين بيش مرا كاش پريشان نپذيرد
»دانش» به جهاني كه ندارد سر و سامان
آن به كه سر ما هم سر و سامان نپذيرد
 
 
لیلا عیوضی
 
شعری از لیلا عیوضی
تبعيد

اگر بيهوده بودن را

درون عشق مي ديدم

اگر قلب نمادين را

در آن صافي چشمانت

به يك تعبير مي ديدم

به يك تعبير مي ديدم

اگر آن لحظه كز غفلت

به صيد دامت افتادم

كلام پر ز مهرت را

به شيدايي

به باورها نمي دادم

محالش بود تقديرم

به آن غمخانه بديمن ليلي ها

كند اينگونه تبعيدم

كه در عصر دروغ و دام و حيلت ها

به دنبال نگاري كوهكن باشم
 
 
 
غلامحسین ولایی
 
شعری از غلامحسین ولایی
لذت ديدار
 
نويد، ساقي عيد آمد و شراب بهار

جهان جوان شد و گرديد موسم ديدار

روانه گشت در آوند خفته آب حيات

شكوفه ها بدريدند پرده استار

و يار غنچه به جنبيد در دل گلبن

لواي سبز برافراشت لشگر اشجار

هجوم سبزه چمن را چو فرض اخضر كرد

ظهور لاله و زنبق كشيد نقش و نگار

بشست نم نم باران غبار برف ز دشت

ربود نيزه خورشيد لؤلؤ شهسوار

به بيدزار تو گوئي كه خون به رگ دارد

كه شاخه هاي لطيفش چو شاهد گلنار

خمار نرگس از آن باد يافت مستي را

صبوح، جام گل آورد، ساقي اسمار

سرود بدبدك از يونجه زار گشته بلند

فضاي باغ مسخّر ز شور لشگر سار

ز چشم چشمه، تو گوئي گلاب مي جوشد

كه پاي چشمه سراسر گل است و پونه و خار

ز خوشه هاي گل آراسته سمن چتري

رقيب گشته به طاووس هاي هند تبار

دو سوي جوي، بنفشه بگوش قرقل آب

چنانكه قلقلي قليان به محضر سردار

چرا كبوتر دل رفت در نشيمن دود

بزن بكوه از اين مجلس گرفته حصار

نفس كشيدن آزاد در فضاي وسيع

بدون سرخي اهريمنان ناهنجار
 
هاشم عابد
 
شعری از عابد
فريادي بر شماي صفر
 
باشد كه آب يخ نزند زير پاي صفر

هرگز خيال بد نكند بيست جاي صفر

 دنبالة تبسم گل را گلاب برد

خار است اينكه نيش زند در عزاي صفر


سرو هزار قامت ما را كسي بريد

در باغ سبز عاطفه ديشب براي صفر

 
ديروز باغ، باغِ گل تا سپيده بود

امشب سپيده سر زده تا انتهاي صفر
 

گاهي نمانده ذائقه ام تلخ تر شود

وقتي به گوش جان من آيد صداي صفر
 

شرم نگاه سبز تو را مي توان شنيد

در زير چتر حادثه در لابلاي صفر

 
صد ره ستوده ايم چه غافل چه ناروا

شايد براي هيچ كمي در ازاي صفر

 
در ذهن داغ دشت عطش گل مچاله شد

باد است و لاش و غارت شن در هواي صفر

 
پرخاش مي كند به يك و هفت و نه چرا؟

كاشِ هزار چهرة يك لاقباي صفر

 
ما را عدد به غايت يك عاشقي دل است

فرياد ما اثر نكند در شماي صفر
 
 
احمد شایا(آلاو)
شعری از احمد شایا (آلاو)
اؤلكه‌ميزه دوشمن گلير
 
قوچ بابكه وئرين خبر

قيلينج چكيب، آچسين سيپر

بذ داغينا ييغسين لشكر

اؤلكه‌ميزه دوشمن گلير.

 
كوراوغلونو چاغير گله

الده قيلينج چيخسين چؤله

خبر وئرين چنلي بئله

اؤلكه ميزه دوشمن گلير.

 
دوشمنلر، يان ـ يانا ياتسين

آمريكانين آدي باتسين

قوچ دليلر، آت اويناتسين

اؤلكه‌ميزه دوشمن گلير.

 
دلي حسن، آلاي پوزان

دوشمنلره، قبير قازان

كنده، شهره، هاي سال اوزان

اؤلكه‌ميزه دوشمن گلير.

 
سسله گله ستارخاني

جمع ائيله‌سين ائل ـ اوباني

دوشمنه توتسون ديواني

اؤلكه‌ميزه دوشمن گلير.

 

كؤمك اوچون خان سرداري

چاغير، ييغا دوستو، ياري

ووراق، ييخاق ايستعماري

اؤلكه‌ميزه دوشمن گلير.

 
قوجا، جاوان كئچك صفه

توپچو قارداش وور هدفه

اجنبي‌ني ائدك خفه

اؤلكه‌ميزه دوشمن گلير.

 
فحله، كندلي اَل بير اولاق

الده چكيش، شنه، اوراق

سرحدلره كئشيك دوراق

اؤلكه ميزه دوشمن گلير.
 
 
شهریار گلوانی

شعری از شهریار گلوانی
سن و من
 
ترجمه: عليرضا ذيحق
 
خيال لار ايلديريم لي قانا دلارلا
عاطيفه ني ايشيل ـ ايشيل پارلاتسادا
باخيش لارين كسكين لي يي
و دوشونجه نين درين لي ديركي
بير قلم ين رقصيني
شيمشك لره چئويرير.
سن ايله من
بير عؤموردي يوللارداييق
و آدديم لاريميز بياض پارلاق ديلك لرتكين
آچيق آيدين اولسادا
هله بير سير كيمي هوندور داغ كيمي
گيزلي دير ايتيب دير دومان دا چن ده!
بو قيزيل توپراقين گؤزل گؤيچك قيزلاري
»اورين« ين سئيرينه چيخان آنلاردا
آديني بير ماهني تك سسله يه جك لر
و دوداقلاري بير غونچه تك
سندن آلاراق، گول چيچه يين عطريني
ياياجاق لار عشق ين رنگيني!
اينسانلار اينسانليقي ياشادان كيمي
بو ياشار تورپاق دا دا
ياشارليق وارسا
قلمين مين لر آت كيمي كيشنه يه رك
سنين لال حنجره ني سسله ده جك لر.
سن ايله من
اوزون ـ اوزون يوللارداييق
گؤرونمز سئحيرلي بؤيوك سيرلارتكين!
 
نرگس زينالي(ايلار)
 
 
شعری از نرگس زينالي(ايلار)
 
وقتي كه ساعتم تلخ اخم مي كند

منم و پيچك غم

شكسته هاي خط خطي

دو سه حرف از حسي كه از دعواي ما جا مانده

من قابشان مي كنم

اينجا هيچ چيز دور ريختني نيست

 

ولي

بهار كه به اتاقم نمي آيد

نگاه منتظرم گوشه ي اتاق خاك مي خورد


با توأم

سكوت سردترين دلهره پاييز

خيال نا تمام

دروغ گفتي كه من تعبير تمام خوابهاي خوشبختي ات بودم

دروغ گفتي

تو كه مي دانستي

من و توقسمت هم نمي شويم

حتي اگر فكر آسمان را هم از سرمان بيرون كنيم

به پاي هم پير نمي شويم

من و تو شايد

غروب شويم

ورق بخوريم

تمام شويم

تمام شويم
 
 
 
علی هاشم زاده
 
شعری از علی هاشم زاده
دنياني نه توتدون

 
دنياني نه توتدون سني دنيا آتاجاخدور
هر نقشه چكيب سن بيراويونداقا تاجاخدور
اولدوز كيمي گويدن آخيب آخيرده باتان تك
سنلن ده منيم اولدوزوم آخير باتاجاخدور
دنيابويي وار اولسادا بيرگون وارا صاحب
بوش اللرين بير قوري يئرده ياتاجاخدور
چوپدن قورولان چارداقوا فخردن ال چك
بير باد مخالفله اوچارداق ياتاجاخدور
اولا ديوي نااهل بؤيوتسن بوني بول ها
اولاد سني بير پوچ هِل اوسته ساتاجاخدور
گرداده چاتيب سان بيري فرياد ائلينده
فرياديوه اُو داده چاتانلار چاتاجاخدور
سانما اؤقدر قدرتوه باتمري هيچ كيم
بير قادر ال آخير سنه راحت باتاجاخدور
قلبين باغينا «هاشما» وجلي گول آرتير
اُو لطف وصفايه عزيزسيم كيم چاتاجاخدور

  • شعرای خوی/ شعرها و غزل هایی از آنان + عکس شعرای خویی


[Atorpatdate]
کد: 1560925
گروه: فرهنگی- اجتماعی, درباره خوی, خبر متحرک
TAGS : خوی, عکس , شعرای, غزل هایی, از آنان, + , شعرای , خویی

مطالب مرتبط :
با حكم وزير كشور؛ حسین عباسی گزنق به سمت فرماندار ویژه شهرستان خوی منصوب شد+ سوابق اجرایی  با حكم وزير كشور؛ حسین عباسی گزنق به سمت فرماندار ویژه شهرستان خوی منصوب شد  به گزارش آذرنیوز1 به نقل از  پايگاه اطلاع رساني وز...
رویدادهای مهم ده روز اول ماه محرم+خلاصه زندگی امام حسین(ع)  حضرت امام حسین علیه‌السلام حضرت حسین بن علی بن ابی‌طالب(ع)، مشهور به اباعبدالله و سیدالشهداء (۴ق-۶۱ق)، امام سوم شیعیان است که در واقعه عاشورا ب...
طرح استیضاح رئیس جمهور روحانی+ آیا نماینده خوی و چایپاره طرح استیضاح روحانی را امضاء کرده است؟ انگیزه نماینده اصلاح طلب خوی از این استیضاح چه بوده است؟  با عرض تبریک عید غدیر خم و هفته امامت و ولایت، روز خبرنگار را نیز به تمام خبرنگاران راستین ایران اسلامی، آذربایجان جانباز و بویژه خبرنگاران خوی ...
اطلاعیه وزارت اطلاعات درباره ضربه سنگین به گروهک تروریستی مستقر در آمریکا+ سرکرده «تندر» در اختیار سربازان گمنام امام زمان(عج) است+ اولین عکس شارمهد پس از دستگیری    وزارت اطلاعات از ضربه سنگین به   گروهک تروریستی تندر مستقر در آمریکا خبر داد.  وزارت اطلاعات اعلام کرد: در جریان ضرب...
انصاف، اقدام خداپسندانه و مشتری مدارانه یک اصناف و بازاری خویی+ فروشگاه ابوالحسنی   کاسب حبیب خداست فروشگاه ابوالحسنی عرضه کننده انواع حبوبات، برنج، چای، عسل، انواع مایحتاج و مواد غذایی و بهداشتی واقع در ابتدای خیابان شهید صمد...

امتیاز بندی

در حال حاضر هیچ نظری ارسال نشده است
ارسال نظر:

Name (not required)

Email (not required)

وب سایت

Enter the code shown above:

  

پیشنهاد سردبیر    
  

      

 
   ..   
سایتهای دولتی سایتهای خبری خوی

وبلاگ های خبری خوی

سایتهای خبری استان

استانداری آذربایجان غربی    خوی نیوز         خبرنگاران خوی             آینانیوز          
 فرمانداری خوی       آذرنگاه          خبر خوی       جوان پرس      
 شهرداری خوی    خوی آنلاین          ستاره خوی     سرای امید  
  شورای اسلامی شهر خوی  سپاه خوی           اروم نیوز     
... ... ... ...

©   کلیه حقوق این اثر برای هفته نامه خوی محفوظ است